ذهنیات من



 

به این جا مراجعه فرمایید! نمی دونم این بی هویتی تا کی قراره ادامه داشته باشه!

 


سمیه     لینک


 

این روزها همه با من مهربونند. همه لبخند می زنند... کارم تو روزها شده دوندگی برای دفاع و شب ها هم خود کارهای دفاع! این روزها واقعاْ خسته م.

نمی دونم چرا دیشب بعد از مدت ها گریه کردم. عادت به شکستن قلب مردم ندارم...ولی به این هم عادت می کنم...


سمیه     لینک


 

خدا رو چه دیدید! شاید یه ۵ سال دیگه منو تو تلوزیون دیدید٬ در حال اعتراف به اقدام برای انقلاب بنفش بادمجونی!


سمیه     لینک



 

تصور کنید که یک هفته قبل از دفاع شما هر دو استاد عزیزتون تو اصفهان باشند. و حتی نسخه ی اولیه ی تزتون رو هم نخوندند! و شما هم تا حدی دلتون بسوزه که نتونستید برید و این واقعه ی (احتمالاْ) بسیار مهم در تاریخ فیزیک ایران رو ببینید. بد نیست به این نوشته یه نگاهی بندازید. این هم چند تا عکس از نوابیغ دنیای فیزیک (البته از نظر ما ایرانی ها!) و ماجرای سکته ی رئیس تو این گیر و ویری!

به خودم: آخه این هم شد وقت دفاع؟! راستش نتونستم وقت مناسب دیگه ای پیدا کنم. ۲ هفته بعد تعطیلات تابستونی دانشگاهه. ۳ هفته بعد استاد عزیز میرن کانادا. و مهم تر از همه چهار هفته بعد جایی در دوردست ها منتظر قدم رنجه فرمودن این جانب هستند!

در هر صورت این دفاع ما هم ماجرایی شده واسه خودش. ولی خدا وکیلی اگه تونستید٬ حتماْ بیایین به اراجیف این بنده ی حقیر گوش جان بسپارید. نگران هم نباشید٬ ۱ ساعت بیش تر طولش نمیدم. یعنی اصولاْ نمی ذارن که بیش تر طول بدم!

البته از تمامی دوستان به صورت رسمی دعوت به عمل خواهم نمود.


سمیه     لینک



 

پارسال دچار مشکلان روانی حاد عدیده ای بودم که در اثرشون٬ هر روز در زمان هایی که تو محوطه ی خوابگاه در حال قدم زدن و مکاشفات پیچیده بودم(!)٬ یه عالمه گل از تو باغچه می چیدم و روی چند تا نخی که کنار آینه آویزون کرده بودم خشک می کردم! البته هدف خاصی از این کار نداشتم٬ با چیدن این گل های بخت برگشته (و البته خسارت رسوندن به اموال بیت المال!) احساس آرامش می کردم.

بعدها که دیگه مشکلات حاد روانیم حل شدند٬ گل های خشک شده رو برداشتم و ازشون یه گلدون درست کردم! چیز خیلی قشنگی از آب در اومد. جدا از زیبایی وصف ناپذیر این گل های خشک شده٬ هر وقت می بینمشون یاد تمام تفکراتی که در حین چیده شدنشون داشتم می افتم! شاید به جرات بتونم بگم که تو این یک سال اخیر (و به خصوص در زمان چیدن گل!) ذهنم نظم خیلی خوبی پیدا کرد. و من برای این اتفاق ارزش زیادی قائلم. سعی می کنم در مشکلات روانی حاد بعدی(!) حتماْ گل های بیش تری بچینم!

زیرنویس:

بعضی اتفاقات به خودی خود برامون جالب نیستند٬ بلکه خاطراتی که باهاشون تلفیق شده ند برامون لذت بخش ترند.


سمیه     لینک



 

استاد می فرمایند:

هیچ وقت اون قدر "مرد" نباش که نتونی کینه هاتو زیر پا له کنی.


سمیه     لینک



 

ظاهراً آخرین ابتکار جناب نابغه، بعد از کلی فشار که به مغز مبارک آورده ن٬ "اتاق فکر" بوده! با توجه به محتوای تصمیم گیری های دولت وزین٬ به نظر میاد که این تصمیمات بسیار مهم و حیاتی آقایون٬ در ... و در حین رفع حاجت اتخاذ شده! پس بهتره به جای ساختن "اتاق فکر"، اندکی ... های ملت رو غنی سازی بفرمایند!


سمیه     لینک



 

این یک سال اخیر همه ش کارم این بود! و برقی که همیشه در حال قطع و وصل شدن بود! خدا می دونه وقتی می اومدم و می دیدم که یکی همین طوری صفحه ی اجرا رو بسته و همه ی تلاش بی وقفه ی کامپیوتر در عرض چند ثانیه پریده تو هپروت٬ چه حسی بهم دست می داد! یا وقتی که بالا سر یه دختر خانوم خوشگل جینگولی خوشحال بودم و در مقابل چشمان حیرت زده ی من دگمه ی استارت رو زد و بعد که ابعاد چشمان گشاد شده ی من رو دید٬ فقط شونه هاشو بالا انداخت و همراه یک لبخند ملیح گفت: فکر کردم این نوشته شوخیه!

می دونم که دارم جایی میرم که تا مدت ها لازم نیست از این نوشته ها جایی بزنم! دیگه لازم نیست تو آسانسور به مدت ۱ ساعت حبس بشم. دیگه لازم نیست به مرضیه و عاصفه و امیر بگم که برام مقاله داون لود کنن. حتی دیگه لازم نیست خبرهایی رو که می خوام بخونم از سوراخ زیر پله ی زیرزمین گیر بیارم! همه ی این ها رو می دونم و با این حال دلم از همین حالا داره برای همه ی این بدبختی های شیرین تنگ میشه!...

زیرنویس:

این هم آهنگ امروز (و البته کاملاْ بی ربط!)


سمیه     لینک


 

دیروز داشتم با یکی از دوستام (که البته آشناییمون هم ماجرایی داره برای خودش!) در مورد اپلای کردن صحبت می کردم. بچه ی جالبیه. لیسانسش رو زیست شناسی خونده و فوق لیسانسش رو هم جامعه شناسی. ظاهراْ می خواد مطالعات زنان ادامه بده و روی فیزیولوژی زنان و مابقی قضایا(!) کار کنه. کلاْ ازش خوشم اومد. بچه ی بسیار پرانرژی و مصممیه و از اونایی که منتظرم ببینم که ۱۰ سال بعد تو کارش یه صاحب نظر شده! شاید چیزی که خیلی توجه م رو به خودش جلب کرد٬ روند منطقی برخوردش با مشکلات زنان ایران بود. برخلاف دیدگاه این فمنیست های دوآتشه!

راستش رو بخواهید یه ساعت که با یه فمنیست (که البته ادعای روشنفکری هم داشته باشه!) گپ بزنید٬ می فهمید که جنبش زنان در ایران از کجا داره چوب می خوره!

تاریخ نشون میده که خیلی از حرکت ها سیاسی و اجتماعی ما٬ یک دنباله روی احمقانه و ناشیانه از جریانات غربیه. به طوری که ناآگاهی های ما شرقی ها همیشه کار دستمون میده. در واقع هیچ وقت نمی فهمیم که جریان از اول چی بوده و چی شده که به این جا رسیده! و متاسفانه جنبش زنان تو ایران به عنوان یک حرکت نسبتاْ جدید داره به همین سمت سوق پیدا می کنه.


سمیه     لینک



 

دارم به این فکر می کنم که فیزیک خوندن من قراره به کجای مردمم برسه. و به این که این فرصت ۵ ساله رو باید برای چیزی بیش تر از یه پی اچ دی گرفتن ساده٬ خرج کنم. بهترین سال های عمرم و احتمالاْ بهترین فرصت در طول زندگیم برای رشد کردن و یاد گرفتن.


سمیه     لینک